محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )
20
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )
فيض الدموع وانگيزهء تأليف آن مؤلف در آغاز كتاب ذكرى از نام كتاب نمىكند هر چند مرحوم ميرزا محمد رضا كلهر در مقدمهء خود يادى از فيض الدموع كرده است . بدايعنگار در پايان كتاب علت تسميه آن را چنين مىنويسد : « وچون اين حديث مولم وواقعهء جانسوز بدين جاى رسيد وبا نازكى بيان وطراز صدق اين مايه لطف سياقت وجمال بلاغت يافت واز فيوضات قدس وسبحات أنوار ، گويى رشحى بدان درآميخت ؛ زبان وبنان را ديگر باز طاقت تقرير وتوان تحرير نماند ودمع فائض وخاطر هائم آن را فيض الدموع وعبرة المستهام ( ريزش اشكها وأشك محزون ودلشكسته ) خواند وحقّا كه مطالعت آن از ديدهء خارا أشك زايد وآشفتگان ألفته ( پريشان ) را غيرت وحيرت افزايد » . مؤلف ، كتاب حاضر را به عنوان توشهاى براي آخرت خود ، زماني كه « بر هر دو گونهء روى ، موى سپيد پديد شده ودر تضاعيف بنيت وتفاريق اعضا ، اعراض مختلف وامراض متنوّع » عارض گشته ودر دوران كهولت وسالخوردگى خود « از آن پيش كه اجل محتوم را وقت معلوم فرا رسد اين سفر را يكى توشهاى برگيرد ودر شرح شهادت امام بزرگوار أبو عبد اللّه السبط سيد الشهدا حسين بن علي عليه السلام كلمتي چند فرآهم كند » . نكتهء اساسى در شكلگيرى انگيزهء مؤلف ، عدم دسترسى عموم به كتابي موثق وصحيح به فارسي شيوا وبليغ است . وى تلويحا به گويندگان وراويانى كه رعايت صداقت وراستگويى را در بيان حوادث زندگانى خونبار امام حسين عليه السلام نمىكنند ، زبان به نقد گشوده وسخنوران كم اطلاع وناآشناى به آيين فصاحت وبلاغت را كه عوامپرورى مىكنند ، نكوهش مىكند . چه ، عوام نيز در پرتو اينگونه روشهاى نادرست تبليغى « فهم معنى ناكرده مىگريند ودر اظهار آثار تفجّع وتوجّع ، خالى ذهن وفارغبال به يكديگر تأسّى مىكنند و . . . » .